ابراهيم عاملي ( موثق )

489

تفسير عاملي ( فارسي )

شناسى را از دل من بدر كند تا مثل شما از بت بترسم . « ما لَمْ يُنَزِّلْ بِه عَلَيْكُمْ سُلْطاناً » 82 ابو الفتوح : كلمه ى سلطان ، در قرآن بيشتر بمعنى دليل و حجّت استعمال شده است و در اين جمله به همين معنى است ، و اين جمله دليل است بر اينكه هر سخن و عقيده ى بىدليل قابل قبول نيست ، و از اين جهت از امتيازات ابراهيم شمرده شده است كه مردم را بگفتار بىدليل سرزنش ميكرده است . « لَمْ يَلْبِسُوا إِيمانَهُمْ بِظُلْمٍ » 83 طبرى : عبد اللَّه مسعود گفت : چون اين آيه - نازل شد بر مردم گران آمد و به پيغمبر عرض كردند : هر كسى ستمكارى دارد اگرچه بر نفس خود باشد ، پس غير ستمكار كى است ؟ فرمود : چنين نيست كه شما پنداشته‌ايد ، مگر اين آيه را نخوانده‌ايد كه لقمان به فرزند خود گفت : « إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ » پس مقصود از ظلم شرك است و اعتقاد بخداهاى متعدّد ، و يوسف بن مهران نقل كرده است كه عمر چون به خانه ميرفت قرآن ميگشود و ميخواند ، روزى چون قرآن باز كرد به اين آيه رسيد ، مضطرب شد ، رداى خود برداشت و نزد ابىّ بن كعب رفت و گفت : اعمال ما معلوم است كه از ستم بدور نيست ، پس مقصود از اين آيه چى است ؟ او گفت : اين طور نيست كه تو پنداشته اى ، مقصود از ظلم شرك است ، چون خدا فرموده است : « إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ » يعنى شرك و عقيده ى به چند خدا ستمى است بزرگ . مجمع : جبّائى و بلخى گفته‌اند : هر كبيره و گناه بزرگ كه موجب شود آدمى از ثواب و مزد كارهاى نيك خود محروم شود ، آن گناه ظلم است . « وَتِلْكَ حُجَّتُنا » 84 طبرى : مقصود آن سخنان است كه ابراهيم با ملَّت خود داشت كه ميگفت : كدام يك از ما و شما بايد آسوده باشيم و از چيزى باك نداشته باشيم ، آيا آنكه موحد و يكتاپرست است يا آنكه بتها و چند دسته جماد را آفريننده خود مىپندارد ؟ مجاهد گفته است : مقصود از حجت آيت « الَّذِينَ آمَنُوا وَلَمْ يَلْبِسُوا » تا آخر است كه بوسيله ى اين طور مردم درستى گفتار و بلندى مقام ابراهيم را نمودار